تبليغاتX
آسمان من

آسمان من

روز نيايش

ادعوني استجب لكم مومن 60

بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را

در اين آيه رابطه دو طرفه بين خداوند و بندگان مطرح است ، او ما را دعوت مي كند

 تا از او كمك بخواهيم كسي كه علم بي نهايت و ازلي را داراست و حلال تمام مشكلها بوده و

 از جايي كه به مغزمان خطور نمي كند در كارها گشايش ايجاد مي نمايد

 

خوشا آنان كه الله يارشان بي          به حمد و قل هو الله كارشان بي

خوشا آنان كه دايم در نمازند          بهشت جاودان بازارشان بي

 

 

دعا و نيايش همواره با انسان بوده و هست

 

بابا طاهر اشعار زيادي را در نقش دعا سروده است:

 

خداوندا به فرياد دلم رس                   كس بيكس تويي من مانده بي كس

همه گويند كه طاهر كس نداره           خدا يار منه چه حاجت كس

 

                                *******

 

خوش آن ساعت كه ديدار تو بينم       كمند عنبرين تار تو بينم

نبينه خرمي هرگز دل مو              مگر آندم كه رخسار تو بينه

          

                                        

مولانا نيز در مقوله دعا مي فرمايد:

ما ز آرزو و حرص خود را سوختيم

اين دعا را، هم ز تو آموختيم

حرمت آن كه دعا آموختي

در چنين ظلمت چراغ افروختي

هم دعا از من روان كردي چو آب

هم ثباتش بخش و دارش مستجاب

هم تو بودي اول آرنده دعا

هم تو باش آخر اجابت را ز جا

چون دعامان امر كردي اي عجاب

اين دعاي خويش را كن مستجاب

 

چرا در ذكرها بايد اعداد مشخصي را تكرار كنيم؟(مثل اعداد 40 ،100،7) مثلا در تسبيح حضرت زهرا 34 مرتبه الله اكبر را اگر كم يا زياد كنيم ديگر اثر خود را ايفا نمي كند ، شايد هر كدام از اين كلمات رمزي باشد كه اگر آن رمز گفته نشود قفل آن كليد باز نخواهد شد

حضرت ايوب بعد از 7سال بيماري و رنج كارش به جايي رسيد كه بدن او متعفن شد و كرم ها از بدنش بيرون مي ريختند و حضرت علاوه بر درد و رنج ظاهري بايد رفتار ناشايست اطرافيان را كه به ايشان تهمت زده و مي گفتند پناه بر خدا چه قدر تو مرتكب گناه شده اي كه چنين بايد عقوبت گناهت را پس بدهي، متحمل شود تا اينكه صبر و توان ايشان به سر رسيد و در اوج ناراحتي و نااميدي اين كلمات و دعا را بر زبان آوردند:

خدايا!سختي و فشار مرا احاطه كرده است و تو ارحمن الراحميني ، دري از درهاي رحمتت را بسوي من باز كن و مرا خلاصي بخش

بعد از خواندن اين دعا به ايشان وحي شد كه برو و در چشمه اي بدنت را شستشو بده كه ديگر درد و رنج تو به پايان رسيده و به عافيت دست خواهي يافت

نقل است كه در ناراحتي ها و سختي ها خواندن اين دعا با همان كلمات باعث گشايش در كار خواهد شد

 

 

 

قسمتي از دعاي حضرت داوود از كتاب زبور:

خداوندا من به رحمت تو ايمان دارم و دلم از نجات تو شاد مي شود در وصف تو اي خداوند خواهم سراييد زيرا به من خوبي كرده اي، رحمت تو اي خداوند تا به آسمان ها مي رسد، وفاداري تو بالاتر از ابرها ، عدالت تو همچون كوه پابرجاست. احكام تو مانند دريا عميق است. آدميان زير بالهاي تو پناه ميگيرند. آنها از بركت خانه تو سير ميشوند و تو از چشمه نيكوي خود به آنها مي نوشاني.

 

 غافر آيه 60

مرا بخوانيد و درخواست كنيد تا پاسخ دهم.

 

امام رضا(ع) مي فرمايند:

دعا از نيزه كارگرتر است و دعا برمي گرداند قضا راهر چند از آسمان نازل شده باشد. دعا كليد همه رحمت هاست.

 

امام صادق(ع) مي فرمايند:

هنگاميكه بنده مومن دعا كند خداوند عزوجل به فرشتگان مي گويد با اين كه دعاي اين بنده مستجاب است در عين حال حاجتش را ديرتر برآوريد چون من دوست دارم آوازش را بشنوم

در روز قيامت خداوند تعالي به آن بنده خواهد گفت:بنده من دعا كردي من بر آوردن حاجت تو را مدتي به تاخير انداختم و ثواب دير برآمدن حاجتت را الان پاداش ميدهم

حضرت امام صادق(ع) اضافه فرمود به محض اين كه مومن نتيجه را مي بيند آرزو مي نمايد كه اي كاش هيچ كدام از دعاهايش در دنيا مستجاب نمي شد

 

چگونه دعا كنيم؟

امام صادق(ع) مي فرمايند:

مردي از بني اسرائيل مدت 33سال دعا مي كرد و از خدا فرزندي پسر طلب مي نمود. همين كه ديد دعايش مستجاب نمي شود گفت:خدايا نمي دانم من كه من از تو خيلي دور هستم كه صدايم را نمي شنوي يا اين كه نزديكي و نمي شنوي! و در عين حال پاسخم را نمي دهي؟ در آن هنگام به خواب ديد كه سر مستجاب نشدن دعايت اين است كه بد زباني مي كني و در حال دعا قلبت آشفته و ناپاك است. براي استجابت دعا اين عيبها را از خودت دور كن، خوش زبان باش و قلبت را پاكيزه نما و از خدا بترس. خوش بين و اميدوار باش

بعد از آن جريان مرد به سفارش عمل نمود و صاحب فرزندي پسر شد.

 

 التماس دعا 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت7:36توسط آسمان من |
خدا

آخرهاي فصل پاييز

يه درخت پير و تنها

تنها برگي روي شاخش

مونده بود ميون برگا

يه شبي درخت به برگ گفت: كاش بموني در كنارم

آخه من ميون برگا فقط تنها تو رو دارم

وقتي برگ درخت رو مي ديد

داره از غصه مي ميره

با خدا راز و نياز كرد

اونو از درخت نگيره

با دلي خرد و شكسته گفت: نذار از اون جدا شم

اي خدا! كاري بكن كه تا بهار همين جا باشم

اومد تو خلوت شبونه

از دلش با خدا مي گفت

غافل از اينكه يه گوشه، باد همه حرفاشو مي شنفت

باد اومد ، با خنده اي گفت:آخه اين حرفا كدومه؟

با هجوم من رو شاخه، عمر هر دوتون تمومه

يه دفعه باد خيلي خشمگين، با يه قدرتي فراوون سيلي زد به برگ و شاخه

تا بگيره از درخت جون

ولي برگ مثل يه كوهي به درخت چسبيد و چسبيد

تا كه باد رفت پيش بارون

بارون هم قصه رو فهميد

بارون گفت:  با رعد و برقم، مي سوزونمش تا ريشه

تا كه آثاري نمونه ديگه از درخت و بيشه

ولي بارون هم  مثل باد توي اين بازي شكست خورد

به جايي رسيد كه بارون آرزو كرد كه ميمرد

برگ نيفتاد و نيفتاد

آخه اين خواست خدا بود

هر كي زندگي شو باخته

دلش از خدا جدا بود

 

مومن به سه خصلت احتياج دارد:

1)     توفيقات الهي را جمع كند و به دست آورد

2)     واعظ دروني داشته باشد

3)     هر كس او را از سر دلسوزي نصيحت كند آن را قبول كند

                                                                                           جوادالائمه عليه السلام

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت11:57توسط آسمان من |
السلام عليك يا نور الله في ظلمات الارض

ميدوني ميخوام چي كار كنم؟

ميدوني ميخوام كجا برم؟

ميخوام براي كفترا يه خورده گندم ببرم

اونجا كه گنبدش طلاست با كفتراش پر بزنم

دوسش دارم اماممه

در خونشو در بزنم

بعضي شبا تو خونمون بابام به مادرم ميگه:

ميخوام برم امام رضا به خدا دلم تنگه ديگه

بابام ميگه امام رضا مريضارو شفا ميده

دواي درد اونارو از طرف خدا ميده

ميخوام برم به مشهد و يه هفته اونجا بمونم

تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم

بهش بگم امام رضا مريضارو شفا بده

دواي درد مردم رو از طرف خدا بده

آقا جون ميخوام بيام به مشهدت

به طواف كفترهاي گنبدت

براشون يه كيسه گندم بيارم

خبر از درداي مردم بيارم

بهشون بگم برام دعا كنن

اونقدر تاج تو رو رضا كنن                 مرحوم آقاسي

 

 

 

 

شنيدم مهربونه امام رضا

با صفاست و با مرام و با وفا

وقتيكه به مادرش قسم بدي دلتو نميشكنه امام رضا

حالا من قسم ميدم به مادرت

آقا جون قلب منو ساده كني

بذاري همش به پيشت بمونم يا رضا

 

 

دلم ميخواد هر چي دارم نذر امام رضا كنم

دارو ندارمو يه روز به راه اون فدا كنم

دلم ميخواد هر چي دارم

دونه و گندم بخرم

با چشم گريون همشو هديه به كفترا كنم

امام رضا قربونتم

آهوي سرگردونتم

...

دلم ميخواد روبروي گنبد زردش بشينم

داد بزنم ناله كنم همش رضا رضا كنم

....

تو غريبي و منم غريبم

اما چي ميشه دل اين غريبه رو با خودت آشنا كني

...

صد هزار دفعه ام كه شده پاي ضريح زار ميزنم

تا يه دفعه ام كه شده اسم منو صدا كني...

 

سلام به دوستان عزيزم

خوبين؟

به اميد خدا اين هفته با همكلاسي هام دسته جمعي راهي مشهد هستيم

اميدوارم نصيب همه شما دوستداران اهل بيت نيز بشه

در ضمن دعاگوي همه شما هم هستم

علي يارتون باشه  

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت20:52توسط آسمان من |
شعر دوست داشتن
 

چرا يكديگر را دوست نداشته باشيم؟

چرا از كنار گندمها و گلها بي هيچ نگاه و سلامي عبور كنيم؟

با اين همه باران پياپي و ابرهاي سرشار چرا تشنه بمانيم؟

چرا گنجشك هايي را كه از سفر آمده اند نبوسيم؟

چرا بر لبه آسمان ننشينيم و عبور فرشتگان را از كنار بهشت نبينيم؟

به ساعت سفيدي كه به ديوار تكيه داده نگاه كن!مي خواهد با تو حرف بزند عقربه هايش تو را به سوي فردا دعوت مي كنند

راستي! فردا چه نزديك است اگر يك بار ديگر فرصت داشتم به كوچه هاي ديروز بروم كنار خانه تو مي ايستم و نامت را به همه ديوارهاي سنگي ياد مي دهم

چرا يكديگر را دوست نداشته باشيم؟

پروانه ها و پنجره ها به ما مي گويند كه بايد همواره شعر دوست داشتن را بسراييم

من تو را دوست دارم و مي دانم هر روز كه ليموزاران و بلوطها از خواب بيدار مي شوند سلام مرا كه به عطر آفتاب آغشته است به تو مي رسانند

من تو را دوست دارم و صبح و شب تصوير تو را روي برگهايي كه در بهار زندگي مي كنند مي بينم

من خوب مي دانم كه آسمان و زمين دوست داشتن و عشق ورزيدن را از تو آموخته اند

از تو عاشق تر كسي را سراغ ندارم

افسوس كه گاهي سنگم و گاهي شبنم!

گاه آنقدر از تو دور مي شوم كه هيچ قاصدكي نمي تواند پيامت را به من برساند و گاه چنان به تو نزديكم كه واژه هايي را كه در قلبت سكوت كرده اند مي بينم

اي كه به ياد تو خوابهايم پر از تمشك و رنگين كمان است!حتي اگر به اندازه يك سر سوزن دوستم داشته باشي هرگز از تو جدا نخواهم شد.

 

+نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت13:39توسط آسمان من |